دژهای الموت یک شبکه دفاعی به‌هم‌پیوسته و هوشمند را شکل داده‌اند/ لمبسر بزرگ‌ترین دژ سرزمین الموت و دومین مرکز حکومتی اسماعیلیان بود/ شیرکوه راهبردی‌ترین مسیر دسترسی به سرزمین الموت را کنترل می‌کرد

مدیر پایگاه میراث‌فرهنگی الموت با تشریح جایگاه راهبردی دژهای «شیرکوه (بیدلان)»، «شمس‌کلایه» و «لمبسر» به‌عنوان ارکان اصلی منظومه دفاعی سرزمین الموت، تاکید کرد: این دژها با شبکه‌ای هوشمند از استحکامات، مخازن آب، مسیرهای ارتباطی و تسلط بر گذرگاه‌های راهبردی، یکی از پیشرفته‌ترین نظام‌های دفاعی ایران در سده‌های میانی را شکل داده‌اند؛ ظرفیتی کم‌نظیر که امروز در آستانه بررسی پرونده ثبت جهانی مجموعه دژهای الموت در یونسکو، اهمیت آن بیش از پیش نمایان شده است.

حمیده چوبک، مدیر پایگاه میراث‌فرهنگی الموت، در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا و در آستانه بررسی پرونده ثبت‌جهانی مجموعه دژهای الموت در کمیته میراث جهانی یونسکو، با تشریح ویژگی‌های معماری، نظامی و تاریخی دژهای شاخص این سرزمین، اظهار کرد: مجموعه دژهای الموت تنها به قلعه اصلی محدود نمی‌شود، بلکه شبکه‌ای از استحکامات دفاعی به‌هم‌پیوسته را در بر می‌گیرد که هر یک وظیفه‌ای مشخص در حفاظت از قلمرو اسماعیلیان بر عهده داشته‌اند.

وی با اشاره به جایگاه دژ شیرکوه (بیدلان) گفت: این دژ یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های پشتیبان قلعه الموت به‌شمار می‌رفت و با اشراف کامل بر مسیر ارتباطی طالقان، نقش تعیین‌کننده‌ای در کنترل رفت‌وآمدها و تأمین امنیت ورودی‌های جنوبی سرزمین الموت ایفا می‌کرد.

چوبک افزود: میان دژهای این مجموعه ارتباط بصری و راهبردی برقرار بوده است؛ به‌گونه‌ای که از قلعه الموت، دژ لمبسر و شیرکوه قابل مشاهده هستند و این ویژگی، امکان انتقال سریع پیام و هماهنگی دفاعی میان استحکامات را فراهم می‌کرد.

مدیر پایگاه میراث‌فرهنگی الموت با بیان اینکه شیرکوه از نظر موقعیت جغرافیایی یکی از ارزشمندترین دژهای منطقه محسوب می‌شود، تصریح کرد: تاکنون ۹ آب‌انبار در این دژ شناسایی شده و مطالعات جدید نشان می‌دهد شمار مخازن آب احتمالا به حدود ۱۴ مورد می‌رسد؛ موضوعی که اهمیت مدیریت منابع آب و آمادگی برای مقاومت در محاصره‌های طولانی را نشان می‌دهد و انتظار می‌رود با ادامه کاوش‌های باستان‌شناسی، این تعداد افزایش یابد.

وی با اشاره به جایگاه تاریخی این دژ اظهار داشت: منابع تاریخی نشان می‌دهند فرمانروایان الموت در مقاطع مختلف از این دژ به‌عنوان اقامتگاه استفاده می‌کردند و علاءالدین محمد، ششمین فرمانروای اسماعیلیان الموت، نیز در همین مکان کشته شده است؛ موضوعی که بر اهمیت سیاسی و حکومتی این استحکامات می‌افزاید.

چوبک ادامه داد: شیرکوه همچنین در جریان یورش مغولان نقش مهمی داشته و بخشی از سپاهیان هلاکوخان از مسیر طالقان وارد این منطقه شدند، به شهر تاریخی شیرکوه رسیدند و پس از پیوستن به نیروهای رکن‌الدین خورشاه، راهی قلعه الموت شدند.

وی در ادامه با معرفی دژ شمس‌کلایه به‌عنوان یکی دیگر از مهم‌ترین استحکامات دفاعی الموت گفت: این دژ که در نزدیکی معلم‌کلایه قرار دارد، بر روی توده‌ای عظیم از سنگ‌های کنگلومرایی ساخته شده و از شهرت فراوانی در منابع تاریخی و مطالعات باستان‌شناسی برخوردار است.

مدیر پایگاه میراث‌فرهنگی الموت افزود: شمس‌کلایه دارای هفت غار طبیعی است که در فرهنگ محلی با نام‌هایی همچون «گرم‌لوکا»، «طویله»، «حمام»، «انبار»، «گزنه‌سوراخ»، «قبله‌لوکا» و «هفتک» شناخته می‌شوند؛ غارهایی که با دیوارهای سنگی و سازه‌های خشتی و آجری، معماری منحصربه‌فردی را شکل داده‌اند.

وی با اشاره به نتایج مطالعات باستان‌شناسی اظهار کرد: شواهد موجود نشان می‌دهد این غارها پیش از دوره اسلامی نیز مورد استفاده بوده‌اند؛ وجود گورستان هزاره نخست پیش از میلاد در دامنه دژ و سفالینه‌های کشف‌شده در داخل غارها، گویای استمرار سکونت و بهره‌برداری از این مجموعه در دوره‌های مختلف تاریخی است.

چوبک خاطرنشان کرد: با توجه به موقعیت دفاعی، وجود غارهای متعدد و یافته‌های فلزی حاصل از کاوش‌های باستان‌شناسی، این احتمال وجود دارد که بخشی از این فضاها به ذخیره تجهیزات و ادوات نظامی اختصاص داشته باشد.

وی درباره برخی دیدگاه‌ها پیرامون شناسایی این دژ با «میمون‌دژ» گفت: هرچند برخی پژوهشگران چنین نظری را مطرح کرده‌اند، اما مطالعات گسترده پایگاه میراث‌فرهنگی الموت و دیدگاه بسیاری از متخصصان ایرانی و بین‌المللی نشان می‌دهد این فرضیه با شواهد موجود همخوانی ندارد.

مدیر پایگاه میراث‌فرهنگی الموت بر ضرورت حفاظت و مرمت این مجموعه تاکید کرد و افزود: اجرای طرح‌های تثبیت سازه‌ها، تأمین زیرساخت‌هایی همچون روشنایی و برق‌رسانی و انجام کاوش‌های علمی در غارها از جمله برنامه‌هایی است که در چارچوب تعهدات ارائه‌شده به یونسکو پیش‌بینی شده است.

وی همچنین وجود امامزاده دوازده‌امام، درخت چنار کهنسال و چشم‌اندازهای طبیعی کم‌نظیر این محدوده را از دیگر ظرفیت‌های ارزشمند شمس‌کلایه برشمرد و گفت: ترکیب میراث‌تاریخی، طبیعت و منظر فرهنگی، این دژ را به یکی از شاخص‌ترین مقاصد گردشگری فرهنگی سرزمین الموت تبدیل کرده است.

چوبک در ادامه دژ لمبسر را بزرگ‌ترین و مهم‌ترین دژ مجموعه استحکامات دفاعی الموت معرفی کرد و گفت: این دژ که در منطقه الموت غربی و ارتفاعات مشرف به رازمیان قرار دارد، در دوره اسماعیلیان زمستانگاه فرمانروایی الموت بوده و پس از فتح آن به دست «بزرگ امید» به دومین مرکز حکومتی این قلمرو تبدیل شد.

وی با بیان اینکه عرصه لمبسر حدود هفت هکتار وسعت دارد، افزود: برج و باروهای متعدد، بیش از ۱۵ آب‌انبار شناسایی‌شده، سه تراز معماری، دو دروازه اصلی و سامانه پیچیده دفاعی، این دژ را به یکی از عظیم‌ترین استحکامات نظامی ایران در سده‌های میانی تبدیل کرده است.

مدیر پایگاه میراث‌فرهنگی الموت اظهار کرد: قرارگیری دژ بر فراز ارتفاعات، احاطه آن بر دره‌های پیرامونی و عبور رودخانه دین‌رود از پای قلعه، شرایطی کم‌نظیر برای دفاع و مقاومت فراهم کرده بود؛ به‌گونه‌ای که لمبسر از تسخیرناپذیرترین دژهای این سرزمین به‌شمار می‌رفت.

وی در پایان با اشاره به سرنوشت تاریخی این دژ گفت: لمبسر آخرین قلعه‌ای بود که در سال ۶۵۴ هجری قمری به دست مغولان سقوط کرد و بر اساس منابع تاریخی، آخرین نگهبان آن زنی بود که تا واپسین لحظات در برابر مهاجمان مقاومت کرد؛ روایتی که جایگاه این دژ را به نمادی از ایستادگی و پایداری در تاریخ ایران تبدیل کرده است.

انتهای پیام/

کد خبر 1405043102301
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha